محمدحسين ناصر الشريعه
405
تاريخ قم ( فارسى )
بابا صافى آن جناب از ولايت قم است . شعر بسيار گفته ، اما آنچه به كار آيد كم است ، اين دو مطلع از اوست : « 1 » كسان كه از پى تعمير كاخ و ايوانند * مگر خرابى اين خانه را نمىدانند ! انصارى قمى از شعراى زمان سلطان يعقوب است . شعرش روان و طبعش عالى بوده ، اين مطلع از اوست : گفتى به داغ هجر بسوزانمت جگر * صد داغ بر دل است مرا اين يكى دگر آن جناب از دار المؤمنين قم است ، در شعر خصوصا در غزلسرائى معانى حساس شاعرانه و عاشقانه دارد . خزانى قمى اكثر اوقات در گورستانها به سر مىبرد . عاشقپيشه بود . اين مطلع از اوست : بهار چشم جهانبين جدا ز ديدن يار است * خزان عمر من است اين بهار اين چه بهار است شاطر عباس قمى تخلص آن جناب صبوحى است . در سنهء 1275 متولد شده در شهر قم ، و در سنهء 1315 وفات يافت . آن جناب پسر كربلايى محمد على بوده ، شغل آن دو شاطرى خبازى بوده ، طبع او موهبتى است و در غزلسرائى طبع عالى داشت ، و از شعراى خوب زمان خود بود . اين چند بيت از اوست : دو چشم مست تو خوش مىكشند ناز از هم * نمىكنند دو بد مست احتراز از هم شدى به خواب و به هم ريخت خيل مژگانت * گشاى چشم و جدا كن سپاه ناز از هم ميان ابرو و چشم تو فرق نتوان داد * بلا و فتنه ندارند امتياز از هم تو در نماز جماعت مرو كه مىترسم * كشى امام و بپاشى صف نماز از هم تو بوسه از دو لبت دادى و صبوحى جان * به هيچوجه نگشتيم بىنياز از هم
--> ( 1 ) - فقط يك مطلع است !